![]() |
![]() |
|
|
نفس بکش نفس بکش از عطر بارون تنم بوی شقایق می ده باز دستای سبز وطنم شامه ی من شامه ی تو میشناسه بوی کاهگلو بارون میاد میشوره باز این صورتای خوشگلو تا باز به روی گونه مون شبنم نقره میشنه یه دست بد میاد یه گل از توی گلدون میچینه نگاه من نگاه تو باز مثله ابرا می بارن جای نبودنت میان یک گل لاله می کارن بارون بزن بارون بزن با ساز ناودون نی لبک نزار که تازه بمونه رو زخمامون سوزه نمک بگو تا باز بارون بیاد ترانه هامو خیس کنه وقتی که خوابه آرزوم زنجره ها رو هیس کنه
|
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
وقتی که غم دلم رو پاشویه کرد به حال زارم همه کس گریه کرد
ابرای هم گریه ازم دور شدن بدبختی و غصه بازم جور شدن
تو بودیو منو یه دیدارکم تو رفتیو یه آسمون ابر غم
بیا که آسمون منو جا گذاشت بیا که فردا منو تنها گذاشت
بیا که خستم از نفس ، زندگی با این غل و زنجیر وابستگی
یه شب که دنیام خسته از ماه نبود یه شب که دردام خالی از آه نبود
با آسمون میگفتم از صورتش مویه کنان از تشنگی العطش ... العطش ... العطش
|
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
خوندمو گریه کردمت با دوتا چشم خیس و تار همه ترانه هاتو من دونه به دونه با سه تار
خوندمو تا تو پرزدم تو آسمونی که نبود صورت گرم و ناز تو پشت این ابرای کبود
خوندمو بارونی شدم تا برسم قعر زمین میخام به آخر برسم در امتداد نقطه چین
منو به آغوشت بکش ثانیه هامو تازه کن دوباره می خونم گلم دنیامو پر آوازه کن
می خونم از برق چشات رمز عبور دلتو ولی چه سرد و ساکته این صورت خوشکل تو
خوندمو با ترانه هام نام تو را صدا زدم قرعه ی عاشق شدنو بین توو خدا زدم
|
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
برای نیمه شعبان : یک لحظه خاموشم نکن وقتی که شب آبستنه اینجا سکوت کوچه مون با نور فانوس میشکنه
ببین ماه و ستاره ها از رفتنت بی نور شدن رنگین کمونای قشنگ از خونه هامون دور شدن
از شوق اینکه تو میای نگاه جاده پرپره تا وقتی یک روزی بیای پلکای جاده می پره
دل از تو سرخوشه ببین با دف و سنتور می زنه هنوز یه فانوس تو کوچه به عشق تو نور می زنه
تو کوچه های شهرمون اگه یه عابر می گذره تموم مردم می پرن دوباره پشت پنجره
نگاهمون به جاده هاست از شوق اینکه برسی پلکم به پلک نمیرسه از اینکه یک روز میرسی
کاشکی که اون لحظه بیاد که میرسی از راه دور نمیره فانوس امید توی دلامون سوت و کور
|
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
یه حسی تو وجودم هست برام از جنس ابهامه اگر از تو خبر دارم فقط از راه الهامه
یه حسی تو وجودم هست شبیه رنج و بی تابی چه دردی تو سرم دارم تو این شبهای بی خوابی
نه تصویری از تو هست که غم از گریه آویزد نه مرزی بین ما باقیست که قلبم از تو بگریزد
هنوزم شهر من بی خواب از اون چشمان چون خورشید چکاندی ماشه ی ابروت و مغزم در دهان پاشید
نمی سوزم اگر مُردم نمیمیرم اگر هستی که هر جا با تو بنشینم همانجا اوج سرمستی
تو را هر لحظه می خواهم به احساسی که در من هست قسم بر دوستی هامان که دل تنها به تو دل بست
چه سر مست و پریشانم من امشب از تو سرشارم یه حسی در وجودم هست که میگه دوستت دارم
|
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
یکشنبه 15 خرداد 1390 مصادف شد با درگذشت « مادر همسرم » برای او که مادرم بود: کی می تونه برسه به تو که دوری بتونه ماهو ببینه نگه تو یه پارچه نوری کی می تونه خودشو تا تو بیاره بتونه عشق دلارو مثل بوسه پات بکاره کی می تونه نگه رفتنِ تو حیفه بتونه با تو بخنده نگه حرف زدن چه کیفه پاشو گوشی رو تو بردار تا بگم خبر چه داری پاشو تا برات بگم که خبر از دلم نداری رفتی و فرصت حرفام رو پدال گاز تموم شد جاده بام نامهربون بود ساعتامون بد حروم شد نرسیدم تا بتونم مهمون قلب تو باشم تا از این خواب نکرده بتونم بهت زده پاشم نرسیدمو تموم شد دیدن خوابتو ای وای نرسیدم تا ببینم صورت ماهتو ای وای
|
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
به من خندید و کم کم گریه کم شد فرود آمد ؛ نشست و زود خم شد مرا با دستهایش کرد آغوش گمانم گفت : نخواهی شد فراموش من از او هیچ در خاطر نداشتم از اندوهی که پشت سر گذاشتم فراموشی تمام خاطرم برد شدم فرتوت و خشک و ساکت و تُرد به من نزدیک شد تا یک قدم دور منِ مجنونِ مستِ منگِ مغرور به من نزدیک شد تا گریه تا درد مرا از آسمان تا سجده خم کرد تمام هستی ام از قامتم ریخت مرا با ریسمان از گردن آویخت دوباره صورتش گل کرد و خندید به من نزدیک شد تا مرز تردید گمان کردم که شاید خواب هستم یکی شاید بگیرد باز دستم ولی افسوس خواب از من جدا بود تبر امروز دستی از خدا بود
|
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
از سر کوچه نگاتو کم نکن بزار کوچه از نگات گُرّ بگیره تویی تنهایی یک خاطره عشق بی تو هرجا که برم دل میمیره
توی این کوچه ی بن بست که بیای دوباره کوچه ی ما کاغذیه برا ترک کوچه ها دلم گرفت حالا که اشاره ها کاغذیه
بی تو از کوچه گذشتمو گذشت مثه خواب سرد روز بی کسی یه روزی میای پلاک خونه رو می نویسی گوشه ی دلواپسی
غرورت رو تن کوچه چشیده مثه طعم خوش آبنبات دل تویی تصویر همه کودکیام میشی با تبسمت حیات دل
قرار ماندن و رفتن نداری گناه آخرین برگ هم همینه پا تو محکم بزن رو تن کوچه صدای پای تو نبض زمینه
شبونه کوچه ها رو دوره کردم شنیدیم از تموم کوچه گردا اگه عطر تو باشه کوچه مسته دوباره کوچه زنده ست صبح فردا |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
امشبو میخام نخوابم پا به پای هر ستاره اگه خواب نیاد سراغم پا رو چشم من میزاره
میخام عاشق تو باشم با دلی که در جنونه مرز دیوونگی و عشق سیل اشک و جوی خونه
روزگاری بودی و رفت همه ی دلبستگی هام ببین چی برام گذاشتی دل و یک امید ناکام
سادگی کردی که رفتی نموندی تا گونه تر شه التماس چشممو باز نذاشتی بهونه تر شه از حریم دل گذشتی داغ تو برای من موند همه قصه هامو سوختی یه شهید بی کفن موند بخدا نبوده اینجور یه اتاق سرد و ساکت چنتا سیم قطع تنبور |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
من از باران نمی پرسم که خود گویای هر حرف است دلت را خوب می دانم که آئینه تر از برف است
تو را ای دوستت دارم دلت چون آسمان صاف است مرا نشناختی گفتی که این سیمرغ بی قاف است
من از باران نمی پرسم به روی باورم جاریست و رسم دوستی هامان رسیدن در گرفتاریست
اگر باران نبارد در حریم پاک رویاها نگیرد باز باران قطره قطره راه دریاها
من از باران نمی پرسم نگو دلتنگ رویایی نگاهت پشت اشک من شده فانوس دریایی
اگر می خوانیم باران چو ابری از دلم برخیز فغان از ابر بی سامان از آشوب شرر انگیز |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
چه غمی گذشته برما که دلامون سوت و کوره حیف از اون عمری که طی شد نفسامون لب گوره
خس خس سرد نفسها می رسونه ما رو آخر به تبسمی که باختیم به خمار چشم ساغر
برسون ما رو به دستش به خدایی که فروختیم چی گذشت به ما که اینجور همه تقویمارو سوختیم
دونه دونه برگ عمرو پاره کردیم و سوزوندیم اینهمه فاصله ساختیم پشت صد خاطره موندیم
دیگه بارون نمی باره این تویی که آبرومی دیگه طاقتی نمونده خستگی مونده و شومی
آسمون گرفته با من زده زل به چشم تشنه کاشکی چند قطره بباره مثله خون چکان دشنه
تو مثه همیشه رفتی بشنو از قلب شکسته م کاشکی بازخواب دیده باشه چشای همیشه بسته م |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
رفت و از من دورشد دور اونکه با من آشنا بود اونیکه با دیدن من سرخی جشن حنا بود
میشکنم تو موج آینه آینه میشکنه از من روبروم کسی نمونده من مو یه خالی از من
می شکستم بی تو هر بار توی قلبم تو وجودم اما باز دوباره ساختم نه با کفرم با سجودم
یادته یه روز که باید مینشستم تو نگاهت همه چیزامو گرفتن سیل اشک و سوز آهت
حرفاتو گفتی و رفتی می شنیدم من چو آیه رفتی و پیشم نموندی دور شدی سایه به سایه
اگه قلبمو شکستی چرا باز میزنه " بوم بوم " کاشکی خواب باشم تموم شن کابوسای تا ابد شوم |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
ذهنِتو پاک کن و برو نیار به یادت خاطرات برو که تو دنیای من ادامه داره ماجرات
چیزی نمیگی رد میشی انگاری نیستم روبروت کجا شد اون شلوغیا هیچی نمونده جز سکوت
میری برو ولی بدون سکوت تلخت آتیشه اگه هزار سالم باشه عشقت فراموش نمیشه
دوباره قلبم میزنه " بوم بوم " ولی نمیشنوی تورو صدا زدم بیا قسمتمه که نشنوی
رفتی و با تبسمت طعنه زدی به گریه هام دیگه تو رو نمی شنوم گم میشی توی مویه هام
فرصت نمیده گریه هام آخر تلخ ماجرا از تو بپرسم که چرا چرا چرا چرا چرا.... |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
تو کجایی من کجام تو آسمونی من زمین منو ببخش که پیش تو نگفته بودم بیش از این
بگذر و برگرد و برو نگاتو از زمین بگیر ارزش نداره مهرِتو از دلم نازنین بگیر
یه لحظه هم امون نده به هرزه گلهای زمین بگذر و برگرد و برو به آسمونا وو همین
نمی رسم به آسمون چونکه اسیر زمینم من عاشق تو موندمو بهت بگم من همینم
اگه بخوای پیشم بیای از آسمون ببار به روم چیزی نمونده بخدا رها بشم از شب شوم
من با تو ام تو ناکجا تو آسمونی من زمین تو ماه قلبمی بدون مال منی فقط همین |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
بوی خواب دوباره پیچید توی گهواره ی دنیا کاشکی باز صدام کنه باز لالائیت تو شهر رویا
باز بیاد کوچه به کوچه دنبال روحم بگرده تاببیندم دوباره دل من یه کوه درده
تو کشوندی منو تا اوج منو مثل یک پرنده ولی بالمو شکوندی مثل خشکیدن خنده
من با رویای تو زندم با لالایی های نابت همیشه دعام همینه کاش بیام دوباره خوابت
اگه تو نیای به خوابم فصل زندگیم تمومه دیگه با نبودن تو خواب به چشم من حرومه
کاشکی آرزوم بگیره مست بشم از بوی خوابت ببینی کوچه به کوچه روح مستِ این خرابت
|
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
هیچی نمونده از تنم ذره به ذره آب میشم طعنه نزن به گریه هام وقتی که بی جواب میشم
نگیر هواتو از سرم نفس در اینجا سمی یه طعنه نزن به گریه هام مگه بلای کمی یه
حالا که خالیم ببین از دل من ربودنت طعنه نزن به گریه هام به لحظه ی نبودنت
بی تو همینم میبینی یه هق هق بی اثرم طعنه نزن به گریه هام صفحه نزار پشت سرم
نوری نداره شب من کشتی تو شعله های من طعنه نزن به گریه هام گنگه دیگه صدای من
هر چی که هستم همینم بی تو نمی دونم کجام به گریه هام طعنه نزن طعنه نزن به گریه هام
|
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
دروغ میگم مثل گلی تو از گلا خوشبوتری باده ی چشمات برده دل از هر چه می سبوتری
تو باغ پر شکوفه ای یه دنیا عطر تازه ای با چه قیاس کنم تو رو یه وصف بی اندازه ای
مگر به خوابم تو بیای ورنه سزاوار تو نیست زیر یه مشق پر غلط نوشته باشه نمره بیست
اگه یه شب باشه و باز خوابم سراغت بگیره به شب میگم تموم نشه خورشید سراغم نگیره
میخام فقط توی شبام تو باشی و یه پنجره یه باغ پر خاطره از خواب و صدای زنجره |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
میخام بگم منم هستم بگیرم دستت به دستم میخام که بی تو نباشم مرگم بشه ناز شصتم
میخام که دنیام نباشه وقتی تو نیستی کنارم میخام که امشب ببینی به رنگ سرخ انارم
وقتی که نبضم خسته شه بودن کنارت تمومه اگه نبینی مردنم پیش تو موندن حرومه
تو لحظه های آخرین کاشکی بگیری دستمو یا بیایو تو هم شده ببینی ناز شصتمو
میخام فقط که باشیو منم کنارت بمونم نزاری من تموم بشم بهم بگی درامونم
|
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
رو تنم مونده هنوزم غم غربت بوی جاده هنوزم نرفته از یاد زیر و بَمهای پیاده
برای به تو رسیدن هنوزم یه راه تاز م مث یک قفل شکسته هنوزم یه دنیا رازم
نقشِ قلبم رو تن تو جای پاهایی برهنه می بینی که پا به پاتم یه کم آهسته قدم نه
دیگه دیره تا رسیدن مرده انگار کوکِ ساعت رفتن و پای پیاده ندارم این همه طاقت
بزار آهسته نگیره نفس خستگی جامو بزار جاده مهربون شه سختیش نگیره پامو
دیگه طاقتی نمونده بگو این آخره جاده ست پا و راهو خسته کردی ببین عاشقت پیاده ست
|
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
با ماه هم نشینی مست رخ نسیمی با رود می نوازی همسفر قدیمی
نشستی و دلم رو محک زدی چه ساده خواب از سرم پروندی مثل غبار جاده
یک لحظه از نگاهت این خاک کیمیا شد هر قدر ساده بودم پرستشم ریا شد
این روزهای بی من با آسمان قرینی غرق نگاهم اینک از بس که دلنشینی
این شوق آشنایی همکیش موج بد شد چون هم نشین ماهی دل گیر جذر و مد شد |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
نگاهتو جوون کن مثلِ ستیغِ آفتاب بِسپار به چشمه ی نور به قلبِ صاف مهتاب
نگاهتو بگیر از شبای بی ستاره به سمت نور بگردون تا آسمون بباره
گُلِ آفتاب گردونی نگیر روتو از خورشید گوش کن دوباره ایمان از دلِ تو خروشید
برو به سمتِ خورشید لذت نورو دریاب یه یا علی بگو مرد! بازه آغوش آفتاب
روزنه های قلبو از نور پر از حیرت کن سیاهی رو بیرون از دل پر از غیرت کن
بذار همه بدونن تو از تبار نوری از ظلمت و سیاهی با پلک بسته دوری
چشماتو باز کن ببین نگاه نو تو راهه برای لمس خورشید فاصله ها کوتاهه |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
آهای خدا امون بده یه لحظه این نفس بیاد یه لحظه روح خسته ام از خواب این قفس بیاد آهای نمی خام تا ابد مهمون این قفس باشم برای لحظه های تن مدیون هر نفس باشم آهای یکی بیاد منو از قفسم جدا کنه بیاد حوّامو ببره از نفسم جدا کنه نفس نفس رسیده دل به عاشقانه ها خدا تمام هستی ام برید از هر چی هست الا شما حالا منو نفس شدیم مونس هم تو این قفس شدیم دو تا مونده جدا دو تا هووی هم نفس آخر هر نفس رسید به چنتا نقطه یه سؤال رسید به انتهای عشق به آرزوهای محال چنتا نفس مونده که من به شهر فردا برسم باید چقد دعا کنم به آسمونا برسم |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
خورشیدَکم رو صورتت اَبرای حسرت نَشینه تبسمو از رو لبات غُبار غَفلت نچینه نگیره دست روزگار خواب قشنگ آرزوت نیفته از دست دلت ظرف طلای آبروت نگاه نازنینه تو به موج آینه نده دستای گرمتو بگیر از آدمای شب زده بسپار حریر زلفتو به حُجب این صبح پرند بده نگاه شرمتو به آسمونای بلند خورشیدَکم آکنده باش از عطر بارون بهار پرده نشین عشق باش در اوج عصر انتظار زائر پاک قصه ها به نام تو کرده طواف چیده گل محبتو از باغ پر نور عفاف بیرون بیار حقیقتو از لای این تعبیر خواب صورت ماهتو ببین تو آینه ی صاف حجاب |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
برای 27 خرداد روز تولد دخترم تو مثل فرشته هایی با من از رؤیا رسیدی تو پری قصه هایی به من از دریا رسیدی تو همون رنگین کمون هفت رنگ آسمونی ماه تاب نقره گونی تو شبای کهکشونی یه فرشته که همیشه قدر خوبی رو می دونی با نگاه گرم و نابت با یه دنیا مهربونی حتا وقتی که نبودی می دونستم که همونی یه نفس ترانه بودی یاد روزای جوونی تو خود عشقی می دونم تو خود عشقی تو بهار زندگی بخش تو غزلواره ی شوقی تو مثه نوری که از ماه یه روزی جدا شدی هدیه ی عشقی که روزی تو دلم خدا شدی اون روزیکه اومدی تو شدی بال و پرم روزیکه تو بغلم نگات کردم دخترم |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
توو ستاره خوابین تو بستر آسمون منو نسیم بیدار نگاهمون به خوابه کاشکی منو آسمون جا رو عوض می کردیم وه که دلت چی خواسته یه آرزوی نابه بزار بخوابه خورشید تا شب ما سحر شه یهو تنش نلغزه رو سر ما بتابه میخام که تا خود صبح خواب نیارم به چشمم حال منم دوباره مثله دنیا خرابه خرابه حالم انگار خراب شه حال دنیا چی دست به دست می گرده پیاله ی شرابه توو ستاره و شب چه خوابه نازی دارین همنشین منه مست چنگ و تار و ربابه حالا بیاین ببینین کی چشم رو چشم گذاشته کی این شبای ظلمت تو بیداری و خوابه هنوز یه جرعه مهتاب مونده که شب سحر شه فاصله ی منو خواب حباب روی آبه |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
روی شاه بیت نگاهت یه سبد گل ترانه برسون به هر چی عشقه این سبد خانه به خانه ببر این بوی ترانه با گل خوشبوی چشمات بگیر از نقش نگاهت رنگ غمنامه ی حرفات مثنوی داره تماشات غزله گرمی دستات فالمو بگیر بدونی قلبم افتاد زیر پاهات حالا باز ترانه سر کن خون این غزل حلالت بال و پر زدم بگیری این غریبو زیر بالت می دونم من نتونستم شعر شبهای تو باشم نتونستم پا به پای مثنوی های تو باشم توی شاهنامه ی عشاق اونکه بار سفرو بست تک سوار قصه ها نیست مست این کوچه ی بن بست لب ساحل روی شنها دو سه خط شعر سپیدم موج عشقت که بیاد باز یه دو بیتی شهیدم
|
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
دنیا رو چه جوری دیدی پری تازه رسیده یا سیاهیم یا سفیدیم رسم آسمون همینه گاهی خنده گاهی گریه صورتامونو پوشونده هر چی هست توی دلامون قفل زدیم به تخت سینه هیشکی نیست که غم نزاره رو دل تنگ نگامون شما هم یه روز می پرسین کدوم نفرین زمینه تازه اومدی به دنیا قدمت خوش باد و خُرّم همه مون همینو میگیم چشامون یه طالع بینه با تو دنیا مهربونه تا بزنگاه زمستون یه غزال بی نوایی با پلنگی که کمینه چه روزای خوبی داشتیم چه روزایی که گذشتن روزایی که بم می گفتن یه پریه نازنینه کاشکی اون روزا نبودن کاشکی دنیا زیرو رو شه هم سیاهیم هم سفیدیم غم با دنیامون عجینه انگاری فرقی نداره توی گهواره و تابوت یا سیاهیم یا سفیدیم رسم آسمون چنینه |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
دنبالت می گردم اما پیدا کردنت محاله یه نشونی از تو مثله حل سخت ترین سؤاله هر جا که بودی یه وقتی نمونده از تو نشونی حتا تار موی ریخته چن چروک روی پیشونی دنبالت گشتم نبودی ندارم از تو نشونی حالا آه میکشمو آه میگم ای داد از جوونی منو قال گذاشتی رفتی منو با این روزگارم نمونده هیچ از جوونیم داشته باشم یادگارم تو گذر کردی و رفتی بی تکلف بی بهونه حتا یک بار تو دل شب نشدی مهمون خونه میشه باز دوباره حتا لحظه ای تو رو ببینم مثل یک آینه باشی روبروت خودم بشینم همه آرزوم همین بود تو رو پیدا کنم آخر
دلمو نشکنو برگرد مؤمن همیشه کافر |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
دیگه خستم از غریبی کاشکی دیروز سر جاش بود کاشکی مرگ از در میومد یه سبد گلم باهاش بود کاشکی امروز نمیومد تا که فردا برسه باز کاشکی این روزای رفته دلاشون پر نبود از راز لحظه لحظه ی جوونیم مُردو از خاطره هات رفت هر چی داشتم و نداشتم روز عاشقیم باهات رفت اما بعد این همه سال پر کشیدی از سر بام پشت سر گذاشتی رفتی اون همه روزای آرام عکسی از تو یادگاری توی آلبوم پشت قاب نیست انگار اینهمه غریبی راستی راستی توی خواب نیست حالا من موندمو هیچی .....توو دنیای فراموش مثل شمعی که شبانه گریه کرده شده خاموش کاشکی دیروز باد هرزه رازمو نداده بود گوش کاشکی مرگ از در میومد منو میگرفت تو آغوش
|
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
خیلی وقته کوچه باغ زندگیمون بی عبوره خیلی وقته که نگامون سرد و خالی بی غروره اون روزاییکه دلامون همه حسرت همه نوره این روزا ببین که حتا گریه از من دیگه دوره خیلی وقته با من این ثانیه ها قهرن و دورن خیلی وقته آینه ها غمزده ان ساکتو کورن گرچه اینجا همه ی خاطره هام بی تو صبورن بی تو اما گونه هام گُرّ میگیرن داغن و شورن تا گذشته رو بیادم تو بیاری خنده مرده تا بیای بجنبی این ثانیه ها دلت رو خورده نه صدایی که بتونه پر کنه خالی حرفات نه گناهی که ببخشه زندگیمون به تمنات با تو اما رنگ این دنیا قشنگه مثل شیشه با تو بارون می خونه پنجره ها بازه همیشه نه نگاهی میشکنه دلا رو از شیشه ی اشکات نه پرنده ای تو بارون پشت پنجره تو شبهات |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
با ترانه جون میگیرم تو شبای مست دستت با شبات آروم میگیرم میمیرم تو دست مستت تنها موندم بی ترانه برسون دست نوازش بزار حس کنم دوباره لحظه های خوب سازش آسمونو پُر هوس کن از نم خوشبوی دستت تا که بارونی بشه باز اون دو تا نرگس مستت شبو با گرمی دستات برسون به تیغ آفتاب بده این تنو دوباره به چشای خیس مهتاب گم میشم تو خاطراتت اگه دستاتو نگیرم آرزوم همین یه چیزه روی دست تو بمیرم بسوزون غرورو در من از تب دست نوازش برسون حس قشنگ لحظه های ناب سازش
|
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
یاد اون روزا بخیر یاد ترانه و غزل شب یلدا و زمستون قصه ی حسن کچل اگه هر جا قصه بود یه شاپری یا که آه قصه ی پهلوونا قصه ی کفترا وو چاه یه حسن کچل میون قصه می نشست مثل بختک تو خیال دخترای دم بخت انگاری بجز حسن تو قصه ها جوون نبود تو رگ غیرت این بچه محلها خون نبود همه جا غُصه ی این حسن دلا رو خون میکرد داغای کهنه ی از یاد رفته رو جوون میکرد این خبر توی محله تیتر اول شده بود حسن قصه ی ما از عاشقی کل شده بود بیچاره حسن که از عشق روزای کودکی مونده بود توخاطرش جفت گیس یک عروسکی شده بود آرزوی حسن کچل موی سرش کفترای بق بقو هم شده بودن همسرش حسنی با کفتراش درد دلش رو وا میکَند از چشِ کفترا هم به جای اشک خون میچکَند شده بود وِرد زبان حسنی با کفترا نفرین عمه قزی خان باجیا با دخترا آخه این حسن چی کم داشت از جوونای محل از میون این همه اسم شده بود حسن کچل تو بیا برای این حسن کچل دعا بکُن گره از مشکلِ هر چی کچله تو وا بکُن
|
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
می تونم گریه کنم سبک بشم مثل هوا می تونم ناله کنم پر بگیرم تا نینوا می تونم آتیش بشم بسوزونم هر چی غمه می تونم چشمه بشم بشورم هر چی ماتمه می تونم کم بیارم راهو تا مقصد نیارم می تونم که باشمو پاهامو همراه بیارم اما انگار نمی تونم یادت به یادم میاره یه آسمونِ خالیم بی ماه و بی ستاره یه راه بی پیچ و خمم یه ساز بی ترانه یه بادبادک رو موج آب خیالی کودکانه یه نام سرد و بی حضور یه قطره آب پاکم یه برگ افتاده فرو از شاخ زرد تاکم یه نقش نا مرتبم از یه جورچین در هم یه شکلک حک شده ام رو نقش سنگ خاتم گذشته هامو می بینم رو خط موج یاده منو ببر تا آسمون قصه ی برگ و باده باید به یادت برسم نه اینکه یادم بیاری گذشته رو باز به روی این دل سادم بیاری
|
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
رو سر دنیام تو خراب شدی بد ساده شدی تو سر راه من سد غرورمو شکستی با زرنگی مثل فرو ریختن برج سنگی روی دوست دارمو خط کشیدی چه زود به انتهای خط رسیدی حالا منم یه طرح بی خط و رنگ یه برج ویران شده با تلی سنگ حالا منم که روی خط جاده تنها و بی همسفرم پیاده باش و منو تا آخر دور ببر تا گل خورشید تا خود نور ببر باش و بساز این دل بی ترانه برج فرو ریخته مو عاشقانه باش و دوباره زنده کن غرورو برج فرو ریخته ی زیر و رو رو
|
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
بازم میون انتخاب میزنه قلبم پر و بال دوباره بین بودنو نبودنم مونده سؤال دوباره فصل ماتمو اشکام چراغونی باز فصل شکستن منو دلای داغونی باز بازم همون خاطره ها توو دو حرفی زدنا رهگذرای عاشقو با گوله برفی زدنا فصل دلت زمستونی آخر حرفات بارونی بازم دله که می مونه تو این دو راه حیرونی حرفای عاشقونتو رو فرش ماجرا بریز نا گفته های دلتو تو عرصه ی چرا نریز حرفی بزن چیزی بگو دوباره مبتلام بکن اگه تو حرفی نداری فقط منو سلام بکن
|
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
چند وقت پیش خواهر زاده عزیزم جناب آقای کاکایی ( عبدالستار ) از وجود رمز عبور در نیمه ی ترانه هام گله ی ظریفی کرده بودند که برای جبران این رنجش ترانه ناقابل زیر به صورت کامل پیش کش این هنرمند قابل می کنم ؛ امید وارم هم ایشان و هم همه خوانندگان محترم وبلاگ بپذیرند. توضیح اینکه درج رمز عبور بهانه ای برای آشنایی بیشتر با همراهان گرامی و به یادگار گرفتن ایمیل این عزیزان برای اطلاع رسانی می باشد. خواب شبانه خواب تو خواب ترانه بارون خواب قدم زدن زیر موجای رود کارون آره موجِ آره موجِ دریای منو تب تو این تلاطمهای قلبم مال قهرای شب تو ناخدای دلشکستم نا امید ازین شب تار بِسپُرم به موجِ دریا به نوازش های گیتار می خونم آواز دریا رو به سوی نور فانوس میگیرم آغوش مرگو تو شبانه های کابوس می رسم به آخرین شب به غم ساحل خاموش هیچ نشونه ای نمونده ، بندرم کرده فراموش تو بمون با من تنها ، بخون آخرین غزل رو بچش این تندی تلخو ، طعم این ماه عسل رو |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
از پنجره نگاه بکن پائیز دنیای منو دونه به دونه خط زدن برگای فردای منو برگای زرد رو زمین تنو نشونه رفته تمومه این عمر تباه بهم نگو نه رفته یه ساعتو یه گوله برف به شاخه هم یه برگ زرد به آخر دنیا رسید نشون میده این تن سرد
رمز عبور را وارد کنید |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
باز فریب تو رو خوردم نگو کار سرنوشته نگو تا آخر دنیا جای ما شرق بهشته نمی خام که تازه باشم با گناه موندگاری نمی خام که داشته باشم زخم کهنه یادگاری بوی هجرت می ده دستات انگاری فصل عبوره بوی گندم بوی سیبه این خدا چقدر صبوره جنس خاکم طعم غربت با فنا بودن سرشته انگاری تو گوشمه بادکه خونت شرق بهشته
رمز عبور را وارد کنید |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
ترانه هامو نمی خام قابیل خون ریزن همه بودنشون یه زخم نو نگاهشون پر از غمه بزار برن رهام کنن این نغمه های بی هدف بریزشون رو موج آب مرواریدای بی صدف واژه به واژه می شکنن آینه های روحمو
میخان بازم سیاه کنن آسمون وضوحمو رمز عبور را وارد کنید |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
بخون تو قصه ی دلو قصه ی تلخ مرگو بخون دوباره بشنوم قصه ی باد و برگو بخون تا آروم بگیرم تنم اسیر مرگه به شاخسار عمر من تنها یه دانه برگه نزار تا این دونه ی برگ بیفته از رو درخت نزار که روح جدا شه از بدنم تلخ و سخت بخون بخون تو قصه های خاطرات شادو بخون دوباره بشنوم قصه ی برگ و بادو رمز عبور را وارد کنید |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
هوای سرد خونه چی کم داره یه خورشید یه آسمون ستاره یه نقره ماه امید مداد عشقو بردار بکش گل آفتابو تو آسمون شبهام نقره کوب مهتابو بکش ستاره هارو تو شبهای بی سحر گل آفتاب گردونو تو کوله ی همسفر مداد عشقو بگیر یه خط بزن رو خورشید تا باز بخنده فردا به تازه های امید
رمز عبور را وارد کنید |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
روی سنگفرش خیابون رژه می رن عاشقا تنگ هم شونه به شونه لشکر پیاده ها انگار عاشقات می دونن هر قدم یه عادته یه نفس بیشتر و کمتر این خودش سعادته بی تو عاشقا میمیرن نمی خان زنده باشن حتا توی مردنم
یه فرد بازنده باشن
رمز عبور را وارد کنید |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
اون که شکست من نبودم ستون بود یه تاک پیر نبود سرو جوون بود اون که پرید شهاب آرزوم بود خواب پریشون شبای شوم بود اون که گذشت از خاطرم همون بود
یه خاطره یه فصلی از جنون بود رمز عبور را وارد کنید |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
دیگه می دونم همیشه ته آرزوم یه آهه داشتن یه اسم تازه توی ذهنم یک گناهه دیگه می دونم که بودن با تو آخرین پناهه می خام این پل و بریزم نگن پشت سر یه راهه برا ساختن دوباره باید بشکنم بریزم
نمونه نشونی از من حتا یک ذره یه ریزم رمز عبور را وارد کنید |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
نه صدای پنجره میشکنه با یه تکه سنگ نه سکوت لعنتی خسته میشه با حرف زنگ نه چشام خیره میمونه به یه سقف یه پنجره نه تو این شب سیاه می خونه حتا زنجره تو گوشم یکی میگه که تنهایی یار منه از امشب تا آخر دنیا جنون کار منه دیگه از امشب همه ساعتا کوکن دقیقن دیگه از امشب سکوت با تنهایی هام رفیقن رمز عبور را وارد کنید |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
دیگه چشمامو نمی خام که ببینه هر نگاهی بازم آرزو کنه کاش ببینم دریا رو گاهی اگه یه روزی ببینم آسمون بارونی باز می خونم عشق قدیمو همراه سازم و آواز اینجا مهربونترین چشم خیره ی یه نازنین اینجا برقی از نگاهت خورشید یه سرزمین نکش این امید فردا نسوزون دلم رو اینجور نزار عاشقی بمیره تو دلی نحیف و رنجور رمز عبور را وارد کنید |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
عروسکای چوبی به سقف کاه گلیمون آه می کشن به یاد روزای خوشگلیمون روزایی که منو تو حرفهای تازه داشتیم گلای رازقی رو تو باغچمون میکاشتیم یاد قدیم که میشه پنجره ها می خونن درختای پیر باغ فکر می کنن جوونن چی می دونن جوونا از اون روزای قشنگ آواز و دشت و عاشق کوه و سوار و تفنگ رمز عبور را وارد کنید |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
کاش سکوت ساده بشه یه روزی به حرف بیاد کاشکی تابستون که میشه گوله های برف بیاد کاش زمستون تن گنجیشکا همه گرم بمونه دل سنگ آدما یه جورایی نرم بمونه
رمز عبور را وارد کنید |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
نفس بکش نفس بکش از عطر بارون تنم بوی شقایق می ده باز دستای سبز وطنم شامه ی من شامه ی تو میشناسه بوی کاهگلو بارون میاد میشوره باز این صورتای خوشگلو
رمز عبور را وارد کنید |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
من فقط یه حادثه م بودن من نداره رازی ساده و بی غل و غش خاطره ای بی حقه بازی من زمینیم زمینی جنسم از ذره ی خاک یه کویر زشت و کهنه مثل برگ خشک تاک رمز عبور را وارد کنید |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| محمد اکبری / ترانه سرا |
|
| پیوندهای روزانه |
|
استاد شاکر بیگی ماهنامه سیمای نو شعر پارسی زبانان آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
مذهبی عاطفی شعر اجتماعی |
|
RSS
|