![]() |
![]() |
|
|
به من خندید و کم کم گریه کم شد فرود آمد ؛ نشست و زود خم شد مرا با دستهایش کرد آغوش گمانم گفت : نخواهی شد فراموش من از او هیچ در خاطر نداشتم از اندوهی که پشت سر گذاشتم فراموشی تمام خاطرم برد شدم فرتوت و خشک و ساکت و تُرد به من نزدیک شد تا یک قدم دور منِ مجنونِ مستِ منگِ مغرور به من نزدیک شد تا گریه تا درد مرا از آسمان تا سجده خم کرد تمام هستی ام از قامتم ریخت مرا با ریسمان از گردن آویخت دوباره صورتش گل کرد و خندید به من نزدیک شد تا مرز تردید گمان کردم که شاید خواب هستم یکی شاید بگیرد باز دستم ولی افسوس خواب از من جدا بود تبر امروز دستی از خدا بود
|
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
از سر کوچه نگاتو کم نکن بزار کوچه از نگات گُرّ بگیره تویی تنهایی یک خاطره عشق بی تو هرجا که برم دل میمیره
توی این کوچه ی بن بست که بیای دوباره کوچه ی ما کاغذیه برا ترک کوچه ها دلم گرفت حالا که اشاره ها کاغذیه
بی تو از کوچه گذشتمو گذشت مثه خواب سرد روز بی کسی یه روزی میای پلاک خونه رو می نویسی گوشه ی دلواپسی
غرورت رو تن کوچه چشیده مثه طعم خوش آبنبات دل تویی تصویر همه کودکیام میشی با تبسمت حیات دل
قرار ماندن و رفتن نداری گناه آخرین برگ هم همینه پا تو محکم بزن رو تن کوچه صدای پای تو نبض زمینه
شبونه کوچه ها رو دوره کردم شنیدیم از تموم کوچه گردا اگه عطر تو باشه کوچه مسته دوباره کوچه زنده ست صبح فردا |
|
+
مجموعه آثار محمد اکبری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| محمد اکبری / ترانه سرا |
|
| پیوندهای روزانه |
|
استاد شاکر بیگی ماهنامه سیمای نو شعر پارسی زبانان آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
مذهبی عاطفی شعر اجتماعی |
|
RSS
|